أبو علي سينا

ديباچه 24

النجاة من الغرق في بحر الضلالات

است چه شناخت آكسيومها وبنيادهاى نخستين به ويژه بنياد تناقض كه پايهء يقين است درست مانند هستى ناب يا الهى است واين بنيادها با همان هستى پيوسته‌اند نه هستى فردى ويژه . فصل يكم گاما هم موضوع الهى را بهتر از آلفا مىرساند . در ان فلسفهء نخستين همان دانش هستى ناب يا هستى از ان روى كه هستى است دانسته شده ، نه دانش علتهاى نخستين هستى . ابن رشد در آغاز تفسير اين دفتر مىگويد كه در آن دو بخش است نخستين اينكه نگرش در ان چگونه است وچگونه مسائل در ان باز مىشود چنان كه أرسطو در گفتار يازدهم جانورشناسى ( آغاز اجزاء الحيوان a 936 ( گفته است كه در هر دانشى هم مىخواهند چيزى را بشناسند وهم روش منطقي داشته باشند . در اين دانش نيز نخست موضوع آن وآنچه بدان مىپيوندد وآنچه علت آنست مىشناسيم وآنچه روش منطقي آنست ياد مىكنيم . در بخش دوم آن با سوفسطائيان كه بنيادهاى نخستين را نمىپذيرند ونظر وانديشه را تباه مىدانند گفتگو مىشود ، چون در اين دانش است كه با آنان بايد سخن برود . چون در دفتر پيشين از فلسفه وحكمت وعلل هستىها كاوش شده است ، در اينجا بروش برهاني كه مطلب را درست آشكار بدارد رفته واز هستى ناب يا هستى از آن روى كه هستى است ( الهوية على كنهها ) سخن داشته است . 5 - دفتر دلتا يا دال كه ديوگنس لائرسيوس ) V 27 ( از آن بنام فرهنگ‌نامهء فلسفي يا دفتر واژه‌هاى مشترك ياد مىكند . نكته‌هاى دلچسبى در ان گنجانده شده وهمهء آن به خامهء أرسطو است ودر اپسيلون وزتا وتتا ويوتا ودر فيزيك وكون وفساد از ان ياد شده است . دانشمندان دربارهء جايگاه آن يك سخن نيستند وبسيارى از گزارندگان كنونى گويند كه در آن شالودهء متافيزيك ريخته شده پس جز آن خواهد بود وگويا آن را پس أزين ميان گاما واپسيلون گذارده‌اند ، چه آن رشتهء پيوند آن دو را مىگسلد . گذشته از اين بسيارى از واژه‌هاى فلسفي مانند « ايدوس ، أولى ، اوروس ، تىاستى ، انرگئيا ، . . . » در ان فراموش شده يا اينكه در فصل هفتم مانند آن « اوسيا » درست شناسانده نشده است وبرخى ديگر مانند « كولوبوس » در يك فصل ( 27 ) گذارده شده كه يا بيهده است يا سود اندكى دارد . إسكندر گفته است كه در فصل دوم گاما بند 32 a 4001 به دلتا بازگردانده شده